ادامه مطلب

آیت الله شاهرودی رئیس قوه قضائیه در دیدار با علمای اهل سنت کشور اظهاراتی را مطرح کرده اند که البته پیش از این نیز مشابه آن از سوی دیگر مسئولین نظام ابراز شده است. آنچه در اینگونه سخنرانیها جالب است تناقض فاحش از شعار تا عمل است.
آیت الله شاهرودی در این دیدار گفت: انقلاب اسلامي، انقلاب شيعيان نيست، اين تعبير، كوچك كردن انقلاب است و ما آن را صحيح نميدانيم .
باید به این نکته توجه داشته باشیم که قانون اساسی جمهوری اسلامی مذهب شیعه را به عنوان مذهب رسمی کشور تعیین کرده است و نظام بر اساس مفاد این قانون باید برای ترویج مذهب تشیع فعالیت کند و مقامات بالا از جمله رهبر و رئیس جمهور نمی توانند از میان اهل سنت انتخاب یا منصوب شوند.هر چند در عمل قوانین نانوشته فراوانی متاثر از تفسیر قانون اساسی وجود دارند که تا کنون اجازه نداده اند یک سنی حتی استاندار باشد. و نه تنها مسئولان بلکه قانون اساسی انقلاب را منحصر به تشیع کرده و اگر این به معنای کوچک کردن انقلاب است می توان گفت که انقلاب خود را کوچک کرده است.
وی گفت : انسجام اسلامي كه از سوي مقام معظم رهبري مطرح شد، يك تكنيك نبود و مربوط به ظاهر نميشد، بلكه ايشان واقعا به انسجام مسلمين اعتقاد دارند.
اعتقاد به انسجام اسلامی در حالی که یکی از موانع صدور مجوز مسجد اهل سنت مخالفت مسئولین بالای نظام است و مسجد فیض مشهد در سال ۱۳۷۲ با دستور مقامات عالیرتبه تخریب شد چگونه می تواند مورد قبول واقع شود چگونه می توان به انسجام اسلامی معتقد بود و از سوی دیگر آنرا نقض کرد؟
آیت الله شاهرودی گفت : مشخص است كه اكثر مسلمانان در سطح جهان از اهل سنت هستند، از اين رو، در ذهن مراجع و رهبر ما آنچه مهم است وحدت بين مسلمين است و اختلافات جدي در اين زمينه نبايد مهم فرض شود.
با وجود اذعان و اعتراف ایشان به این مسئله که اکثر مسلمانان جهان از اهل سنت هستند و وحدت مسلمانان دغدغه ذهنی مراجع و رهبری است چرا اجازه داده می شود میلیاردها دلار از بودجه بیت المال به طرق مختلف در مسیر اختلاف افکنی میان مسلمانان هزینه شود. بودجه های هنگفتی صرف ساخت برنامه های توهین آمیز به اعتقادات اهل سنت در صدا و سیما و رسانه های دولتی می شود. همه ساله هزاران مبلغ شیعه با هزینه دولت به مناطق سنی نشین اعزام می شوند و ...
رئیس قوه قضاییه در ادامه برای شانه خالی کردن از طرح مسئله بغرنج مسجد اهل سنت تهران گفت : نبايد خط كشي ها را بين شيعه و سني زياد كرد، به عنوان مثال مسجد كه شيعه و سني ندارد و نبايد براي آن خط كشي به وجود آورد، مسجد براي خداست و محل عبادت تمامي مذاهب اسلامي است.
اگر مسجد شیعه و سنی ندارد چه اصراری بر ساخت انبوه و بدون ضرورت مساجد اهل تشیع در مناطق سنی نشین وجود دارد تا آنجا که در برخی مناطق حتی برای یک خانوار شیعه مسجد و حسینیه ساخته می شود اما برای صدها هزار اهل سنت در تهران حتی اجازه صدور مجوز یک مسجد نیز صادر نمی گردد.آیا اهل سنت مساجد را به نام شیعه و سنی تفکیک کرده اند؟ یا نظام این خط کشی ها را ایجاد کرده است؟ مصادیق فراوان و بیشماری وجود دارند که نظریه دوم را کاملا تایید می کنند. از سویی شاید حضرت آیت الله این مسئله فقهی اهل سنت را نمی دانند که شستن پا در مذاهب اهل سنت از واجبات است و بدون آن وضو صحیح نیست و اهل سنت از نظر فقهی نمی توانند پشت سر امامی که به اعتقاد آنان وضو ندارد نماز بخوانند. و تقیه نیز در مذاهب اهل سنت جایز نیست که بتوانند بخاطر مصلحت نیز اینکار را بکنند.در مرود نماز جمعه نیز علاوه بر این مسئله خواندن خطبه اهل سنت واجب است و بدون آن نماز جمعه صحیح نیست . آیا مسئولان اجازه می دهند در نماز جمعه تهران این دو مسئله انجام شوند: امام با وضوی کامل نماز بخواند و خطبه های اهل سنت قبل از نماز قرائت شود؟
آیت الله شاهرودی گفت : يك نظام اسلامي يك قانون دارد و به همين دليل است كه ما برخلاف برخي از اظهارات، از اينكه از قضات اهل تسنن استفاده كنيم، هيچ حساسيتي نداريم. چرا كه نظام قضايي ما مدون است و ربطي به نظرات شخصي قاضي ندارد. كما اينكه در حال حاضر از برادران اهل تسنن قضات بسيار زيادي در دادگاه ها داريم.
ایشان که همچون دیگر مسئولان در هر موردی با آمار و ارقام عملکرد خود را به رسانه ها گزارش می دهند چرا در این مورد آماری را ذکر نمی کنند که در کل کشور چند قاضی اهل سنت وجود دارد تا وحدت جهان اسلام تحکیم شود؟
وی در توجیه رد صلاحیتهای بیمورد سنی مذهبان در گزینشها گفت : ما شخصيت هاي زيادي داريم كه به لحاظ فردي كاملا پايبند به اسلام و تشيع هستند. اما اعتقادي به انقلاب ندارند، طبيعي است كه آنها استخدام نميشوند و در گزينش ها رد ميشوند، بنا براين، موضوع تنها مربوط به اهل تسنن نيست، بسياري از شيعيان هم به دليل عدم پايبندي به آرمان هاي انقلاب در گزينش ها رد مي شوند.
اما جناب آیت الله نمی گویند چرا این مسئله در مورد اهل سنت عمومیت دارد و یک فرد سنی با اعلام گرایش مذهبی اش و نه به دلیل دیگری رد صلاحیت می شود آیا سنی بودن یکی از معیارهای عدم پایبندی به آرمانهای انقلاب است؟
رئیس قوه قضاییه در ادامه گفت : قضيه فلسطين يكي از اركان مهم قابل توجه امام و انقلاب بود كه در اين راه بيشترين تاوان را نيز دادهايم كه از برادران اهل تسنن ما هستند، اگر اين مساله نبود و ايران به خاطر آنها اين هزينه ها را نمي پرداخت، قطعا ايران بهترين كشور از نظر امريكا بود. چرا كه آنها ايراني ها را به لحاظ نژادي بسيار بيشتر از اعراب دوست دارند، ملاحظه ميكنيد كه جمهوري اسلامي ايران به خاطر برادران اهل تسنن فلسطين، از اعراب نيز هزينه هاي بيشتري پرداخت كرده است.
لازم است خبر رسانه های جهانی را در سه ماه قبل یادآوری کنم که اعلام شد عده ای از فلسطینیهای فقیر که توسط مبلغین شیعه و کمکهای مالی کمیته امداد شیعه شده اند از میان مردم طرد و در انزوا زندگی می کنند. آیا نظام برای کمک به مردم سنی مذهب فلسطین در آنجا هزینه می کند یا برای ترویج ایدئولوژی شیعی و به اصطلاح صدور انقلاب به آن سرزمین؟ !
آیت الله شاهرودی در پایان گفت : هر گونه تحقير عقايد غلط است و علما نيز بايد آن را تحريم كنند حتي بايد در قوانين جزايي ما نيز جرم تلقي شده و با آن برخورد شود اما برخي مسايل اصلا نبايد مطرح شوند مثلا تاسيس مسجد و مدرسهي سني غلط است چرا كه مسجد و مدرسه شيعه و سني ندارد.
براستی چه کسانی عقاید را تحقیر می کنند. آیا پخش اوقات شرعی و نمازهای جمعه اهل تشیع در مناطق سنی نشین از طریق صدا و سیما ، پخش برنامه های اهانت آمیز علیه اهل سنت و هزاران مورد تبعیض دیگر تحقیر آشکار اعتقادات اهل سنت نیست؟ پس چرا علمای شیعه آنرا تحریم نمی کنند؟ ایشان به جای اثبات عمل به شهار انسجام و وحدت اسلامی صراحتا از اهل سنت خواسته اند موضوع مسجد تهران نباید مطرح شود؟ با توجه به مسایلی که در این باره ذکر کردم چرا نباید این موضوع مطرح شود مگر نه آنستکه این مسئله به بارزترین نماد تبعیض و تحقیر اهل سنت در جهان تبدیل شده و جمهوری اسلامی و شعارهایش را نزد افکار عمومی جهان اسلام زیرسئوال برده است.حال جناب ایشان بجای آنکه مسئله را حل کنند دوست دارند صورت مسئله را پاک کنند .چون اینکار به مراتب راحت تر از حل مسئله به نظر می رسد.
شاهرودی رئیس قوه قضائیه برادر باقر حکیم رهبر هلاک شده گروهی متعصب از شیعیان عراق است.
باقر حکیم یکی از تندروترین و متعصب ترین آخوندهای عراقی بود که در ایران پرورش فکری یافته بود و از افاضات آخوندهای ایرانی بهره مند شده بود و در دوران صدام تا اشغال عراق توسط آمریکا در ایران به سر می برد و بعد از آن به عراق رفت جالب است بدانید که گروه نظامی( فیلق بدر) که مسئول کشتار و قتل هزاران سنی و تخریب و تصرف دهها مسجد اهلسنت در عراق است تحت رهبری حکیم ادره می شد این آخونها که در ایران شعار مرگ بر آمریکا میدادند در عراق با دسته گل از آمریکا استقبال کردند و در سه روز اول اشغال بغداد بیش از هفتصد اندیشمند و دکتر و مهندس و عالم سنی را به شهادت رساندند و در همان سه روز اول چهل مسجد اهلسنت را تصرف کرده و آنها را تبدیل به حسینیه نمودند جالب است که وقتی عده ای از علمای اهلسنت جهت بازیابی مساجدشان نزد باقر حکیم رفتند ایشان در پاسخ علمای اهلسنت گفتند چهل مسجد که چیزی نیست شما در عراق چهار هزار مسجد دارید!!!
برادر باقر حکیم در ایران بر مسند قضاوت نشسته و دقیقا مثل برادر خود به مطالبات اهلسنت دهن کجی می کند و حق طلبی اهلسنت را به باد استهزا و تمسخر می گیرد البته چون مکر و حیله را از امام راحل خود به ارث برده است با دروغ سازی می خواهد علمای اهلسنت را قانع کند.
خمینی که خود از دشمنان اهلسنت بود و با نگاهی به کتابش کشف الاسرار که قبل از انقلاب انتشار یافته است به خوبی عداوتش با اهلسنت دیده می شود که چگونه خلفای راشدین و اصحاب پیامبر را کافر و منافق و مرتد و انسانهائی مغرض و دنیا پرست معرفی می کند و در جائی علنا پدر زن پیامبر و داماد علی خلیفه دوم حضرت عمر رضی الله عنه را زندیق می گوید فورا بعد از انقلاب چهره تغییر داد و منادی وحدت مسلمین در جهان شد تا بدینصورت در حالی که جهان اسلام فاقد رهبری بود بتواند مسلمانان را فریب دهد و این وطیره آخوندها در طول تاریخ بوده است و حتی این دروغ گوئی و فریبکاری را نامی مقدس( تقیه) دادند و روایتی هم تراشیدند که لا دین لمن لا تقیة له یعنی دین ندارد کسیکه تقیه نکند.
شاهرودی هم جهت عمل بر این روایت تراشیده گفت: اين تحقير نظام و حكومت اسلامي است كه بين شيعه و سني تفاوت قايل شويم؛ اگر كسي در مقام اجرا چنين خطايي كند بايد مجازات شود!!!
با این حساب بزرگترین تحقیر کنندگان نظام و حکومت خود خمینی و دار و دسته اش می باشند چون اساس تفاوت بین شیعه و سنی در قانون اساسی با وضع قوانینی همچون لزوم شیعه بودن رئیس جمهور و قرار دادن شیعه اثنا عشری به عنوان مذهب رسمی کشور بود و بعد از آن در طول سه دهه محرومیت اهلسنت از تمامی حوقشان آشکارا نشانگر تبعیض و حتی تحقیر و تذلیل اهلسنت است هیچ عاقلی را مجال انکار آن نیست مگر شخصی مانند شاهرودی که بر چشمانش پرده انکار نهاده است خداوند چه زیبا می فرماید و علی ابصارهم غشاوة
اما جالب است که خود شاهرودی اعتراف نموده است که همبستگی و وحدت بین شیعه و سنی بزرگترین شعار انقلاب آخوندی بوده است این گفته شاهرودی حقیقت دارد این وحدت فقط در حد شعار بوده است و از این شعار جهت فریب دادن مردم ایران و جهان اسلام استفاده شده است و با همین شعار علمای اسلام را فریب دادند تا از این نظام دفاع نمایند و آنها هم غافل از همه جا به دفاع از خمینی و انقلاب آخوندی پرداختند البته بودند علمائی همچون مولانا عبدالقادر آزاد که بعد از دیدارش با خمینی و منتظری و دیگر آخوندها به حقیقت این شیادان پی بردند و کتابی به نام فتنة الخمینی نوشتند که در آن فرمودند : من قبل از سفر به ایران با شعارهای اسلامی انقلاب خمینی فکر می کردم واقعا خمینی دلسوزی برای اسلام است اما بعد از سفر به ایران و دیدار با بلند پایه ترین مقامات انقلاب به ماهیت این انقلاب پی بردم و آن عبارت است از نشر تشیع در جهان اسلام و در حقیقت خمینی شعار اسلام و قدس و مرگ بر آمریکا خواهان سیطره بر جهان اسلام است و این چیز را من وضوح در سخنان خمینی دریافتم
شاهرودی مثل همیشه اختلافات را از سوی دشمن دانست اما سوال اینجاست که تخریب مساجد اهلسنت و ترور و قتل علماء و اندیشمندان اهلسنت و اهانت به مقدسات اهلسنت از طریق رسانه ها در ایران از سوی کدام دشمن است؟ آیا عوامل آمریکا مساجد را تخریب کردند و علما را شهید کردند و به مقدسات اهلسنت توهین کردند یا عوامل خامنه ای ؟حتما منظور شما از دشمن خود شما و حکومت آخوندی می باشد و واقعا همین طور است شما دشمنان انسانیت بوده و هستید.
شاهرودی می گوید مسجد شیعه و سنی ندارد !!!
مسجد محل عبادت است و هر دین و مذهبی برای خود محلی جهت عبادت دارد که معتقدین به آن در آن محل طبق آئین و عقیده و مسلک خود به انجام عبادت می پردازند و چون مذاهب و فرق در اصول و فروع با هم اختلاف دارند نمی توانند در یک محل تجمع نمایند و آن طور که دلشان می خواهد به راز و نیاز با پرودگارشان بپردازند و در نتیجه تجمع فرق و مذاهب مختلف به جای سود ضرر باز می دهد و اختلاف و دعوا می آفریند و از آنجائی که اهلسنت با تشیع اختلافات بنیادین دارند نمی توانند به یکدیگر اقتدا نمایند شاید اهل تشیع بر اصل تقیه عمل نمایند و به اهلسنت اقتدا نمایند ولی اهلسنت به هیچ وجه نمی تواند پشت سر کسی اقتدا کنند که اصحاب پیامبر و همسرانش را مورد فحش قرار می دهد و به امامان مقامی فوق پیامبر و خدا می دهند چنانچه خمینی می نویسد : ان لائمتنا مقاما لایصلها ملک مقرب و لانبی مرسل الحکومةالاسلامیة صفحه 52 یعنی امامان ما مقامی دارند که نه پیامبر به آن مقام می رسد و نه فرشتگان مقرب!!!
با این ختلافات اصولی و عقیدتی هرگز اقتدا به تشیع جائز نمی باشد و هیچ عالم سنی تا کنون فتوای جواز اقتدا به امام شیعه را نداده است.
با اینکه وضوی امام شیعه نزد اهلسنت ناقص است و به این دلیل هم نمی توان به امام شیعه اقتدا نمود و این چیز را شاهرودی و دیگران می دانند اما چون نمی خواهند دروغهایشان آشکار گرددبه تقیه متوسل شده و می گویند مسجد شیعه و سنی ندارد حقیقت این است که برایشان تحمل یک مسجد اهلسنت در تهران غیر قابل قبول است و هرگز بدان تن نمی دهند کسانیکه مسجد شیخ فیض و مسجد گورناک و مسجد صالح آباد را تخریب کردند چطور به بنای مسجد در تهران اجازه می دهند کسانیکه مساجد اهلسنت را در عراق تبدیل به حسینیه کردند و یا همین چند روز قبل مسجد اهلسنت در نجف را تخریب کردند هرگز اجازه بنای مسجد نه در ام القرای جهان اسلام بلکه در ام القرای جهان تشیع نمی دهند و این تعصب و افراط و اسلام ستیزی سران نظام را به نمایش می گذارد.
دلاور بلوچ
لعنت خلفـای راشده و عداوت با صحابۀ رسول، نژادپرستی و ناشی از فرهنگی جاهلی است یا موضع جنگی استبداد و
امروزه بر کمتر کسی پوشیده است که مواضع بسیار خطرناکی از طرف جریانات شیعی صادر می شود ، بحدی خطرناک که حقیقتا آنها را از «مرزهای خروج از دین اسلام» نزدیک میسازد، و چونکه هیچیک از مراجع شیعی مشهور در رفض و انکار این مواضع خطرناک و نزدیک به خروج از دین اسلام، عکس العملی نشان نمی دهند ، و از طرف دیگـر، این جریانات توسط نظام ولایت مطلقه هدایت و آب داده میشوند، در نتیجه میتوان آنها را بعنوان «بخشی از شیعه» برسمیت شناخت. البته تاریخ وعقاید شیعۀ غالی و شیعۀ علی اللهی و شیعۀ صفوی نیز، که از طرفی علی وخاندانش را به «مقام الهی» میرسانند، و از طرف دیگر، صحابه و خلفای راشده را تکفیر و لعنت میکنند، و حتی قرآن منسوب به آنها را لا اقل مخدوش میدانند، این واقعیت را بیشتر اثبات می کند.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
این مراسم در رژیم ولایت فقیه از رونق خاصی برخوردار گردیده است.
و شیعیان روافض جهت فرونشاندن عطش انتقام خویش از اسلام و مکتب پیامبر صلی الله علیه وسلم ، بر سر قبر افسانه ای فیروز مجوسی حاضر میشوند و حقد وکینه خویش را نسبت به یاران پیامبر صلی الله علیه وسلم به نمایش میگذارند .
این قبر خود ساخته ی افسانه ای در شهر کاشان ایران قرار دارد و شیعیان روافض هر ساله در ایام شهادت حضرت عمر فاروق در آنجا تجمع نموده و روز شهادت را جشن می گیرند و ابولؤلؤ را بنام بابا شجاع الدین یاد می کنند
گفتنی است این مجوسی در شهر مدینه کشته شده و جسدش در همانجا چال گردیده است .
این تصاویر برگرفته از یکی از سایتهای رافضی ها می باشد





منظور از جبت ، طاغوت و نعثل ، ابوبکر صدیق و عمر فاروق و عثمان ذوالنورین رضی الله عنهم می باشد.
ومراد از لعن بر قاتلین حضرت فاطمه رضی الله عنها بنا به زعم روافض ، حضرت عمر وسایر صحابه است .



نقل از سایت مجاهدین حزب الفرقان
اخیرا از سوی اصلاح طلبان اعلامیه هائی انتشار یافت که در آن از اهلسنت و اقلیتهای قومی به دفاع برخاسته بودند و چنین وانمود کرده بودند که اصلاح طلبان خواهان رسیدن اهلسنت و همچنین اقوام ایرانی به حقوقشان هستند !
اما آنچه که مردم اهلسنت و دیگر اقوام ایرانی بعد از دوم خرداد و به قدرت رسیدن اصلاح طلبان مشاهده نمودن با آنچه آنها مطرح نمودند و الان هم مطرح می نمایند تفاوت دارد و همانطور که در دوره های قبل و بعد اهلسنت و اقوام ایرانی از بی عدالتی و تبعیض و عدم شرکت در ساختار نظام کشورشان و همچنین از ساختار قدرت در مناطق خودشان رنج می بردند بعینه در دوره اصلاحات هم رنج بردند و به خواسته هایشان هیچ توجهی نشد و مثل همیشه به حاشیه رانده شدند و حقوقشان در میان هیاهوها و سر و صداهای دو جناح گم شد و این فقط نظام بود که با شرکت وسیع و گسترده اهلسنت و اقوام ایرانی بهره برد و این شرکت گسترده هیچ نفعی برای اهلسنت در برنداشت.
شاید از نظر فکری بین دو طیف اختلاف باشد اما به نظر من پایه ایدیولوژیکی هر دو گروه یکی است و هیچ تفاوتی بین این دوجناح در اصول وجود ندارد و برایشان ولایت فقیه و حفظ نظام به مراتب بیشتر از اقوام و مذاهب ایرانی اهمیت دارد به همین خاطر هر دو با اقلیتها یک گونه برخورد نمودند و اصلاح طلبان تنها امتیازشان شعار های توخالی عدالت و برابری بود که با این طرفند اهلسنت و اقوام ایرانی را به میدان انتخابات کشاندند تا پایه های نظام جهل و جور را تثبیت نمایند و بعد از شکستشان در دو دوره انتخابات مجلس و ریاست جمهوری باری دیگر با همان شعارهای گذشته و پوسیده می خواهند اهلسنت را باری دیگر فریب داده و به عرصه رای دادن بکشند لذا اهلسنت باید بیدار باشند و امری را که یک بار تجربه کردند بار دیگر نیازی به تجربه اش نیست و رهبران اهلسنت بدانند که در صورت شرکت در مراسم نمایشی سیاستهای دو طیف هیچ سودی نخواهند برد بلکه با چنین اعمالی ضعف و ناتوانی خود را باری دیگر به نمایش خواهند گذاشت و در صورتی که آنها با مبارزات مسلحانه مخالفند لازمه مبارزات مدنی و دموکراتیک عدم شرکت در انتخاباتی است که هیچ سودی برای جامعه اهلسنت ندارد بدین صورت آنان با نافرمانی مدنی که حق مردم یک جامعه است می توانند سران نظام را به تفکر در برخورد با اهلسنت و اقوام ایرانی وادارند اگر چه امکان برخورد فیزیکی در این میان وجود دارد اما این نوع برخوردها موجب رشد بیداری مردمی شده و با ورود مردم به صحنه رژیم در تنگنا قرار می گیرد اما باز هم امکان بمباران و تیرباران مردم در صحنه وجود دارد ولی در یک مبارزه مدنی نباید از این امور واهمه داشت زیرا ترس و واهمه موجب محرومیت همیشگی می شود و اگر شما این امر را ممکن نمی دانید پس هیچ راهی جز مبارزه مسلحانه وجود ندارد و این حقیقتی است که مبارزین قبلا به آن رسیده اند لذا باید مبارزین را در راهشان یاری دهید تا با سرنگونی این نظام بتوانیم با همکاری دیگر هم میهنان یک حکومت مردمی برپا کنیم که در ان همه اقوام و مذاهب ایرانی دارای حقوق مساوی و برابر باشند و در ساختار سیاسی کشور همه به طور یکسان شریک باشند .
به گزارش سایت خبری پاسدار مزدور محسن رضائی بازتاب حجت الخمینی آقای اختری دبیر کل مجمع اهلبیت که خود از دشمنان اهلبیت و همسران پیامبر اسلام می باشد مدعی شده است که وضعیت اهلسنت در ایران عالی است و در حقوق شهروندی با شیعه برابر است !!!!
با نگاهی به آمار شهدای اهلسنت نیک پی می بریم که وضعیت اهلسنت در ایران عالی است!
شهادت علامه مفتی زاده و مولوی عبدالملک و مولوی جمشیدزهی و مولوی حبیب الله و مولوی نعمت الله و مولوی عبدالحکیم و مولوی یارمحمد و مولوی موسی و دکتر عبدالعزیز و دکتر صیاد و دکتر مظفریان و شیخ ضیائی و مولوی الهیاری و مولوی دادرحمان و مولوی ابراهیم دامنی و ... نشانه بهترین نوع برخورد رژیم با نام اسلامی با اهلسنت می باشد!!
تخریب مسجد شیخ فیض و گلوله باران مسجد مکی و به شهادت رساندن نمازگزاران و تخریب مسجد گورناک و تخریب مسجد و مدرسه صالح آباد بهترین الگو برای حکومتهای اسلامی در ایجاد وحدت می باشد!!!
دشنام و بهتان زدن به اصحاب پیامبر و پخش سریالهائی موهن همچون امام علی از شبکه های سرتاسری و نشر کتب پر از دشنام به ام المومنین عایشه رض و خلفای ثلاثه حکایت از توجه فراوان رژیم به اهلسنت می باشد!!!
تصویب قانون که مذهب رسمی ایران شیعه اثناعشری می باشد و رئیس جمهور نمی تواند غیر شیعه باشد و دور نگه داشتن اهلسنت از تشکیلات دولتی همه و همه نشانگر برابری و مساوات بین شیعه و سنی می باشد.
آری این است حکایت جمهوری شیعی با اهلسنت که آقای اختری به آن افتخار می ورزد.
دلاور بلوچ
مقبره ساختگی ابولولو
کاریکاتور فاروق اعظم عمر رضی الله عنه
روز چهارشنبه سرزمین ایران از وجود انسانی وارسته و مخلص و عالمی دانشمند و پرهیزگار و مجاهدی حق گو و بی باک محروم گشت
دیروز در جامعه اهلسنت ایران چراغ منورعلم و عمل، شعر و حکمت ، تقوا و اخلاص ، تفسیر و حدیث ، حق و جرات برای همیشه خاموش شد.
روز چهارشنبه بلوچستان با پدری مهربان ، استادی شفیق ، دانشمندی متفکر ، رهبری دلسوز ، مجاهدی نستوه ، عالمی اندیشمند ، نویسنده ای چیره دست ، سخنرانی نکته سنج ، مناظری دانا و فقیهی توانا تا ابد خدا حافظی نمود.
آری به خدا علم و دانش و تقوا و اخلاص و دیگر صفات بلند این بزرگمرد را هرگز نمی توان به قلم آورد و هرگز مردم بلوچ و اهلسنت ایران چنین شخصیتی به خود ندیده است .
این عالم اندیشمند به راستی که کتابخانه ای سیار و منبعی فیاض از علم و دانش بود و در کنار این همه علم و دانش که به اعتراف علمای منطقه از ایشان عالمی بزرگتر در ایران وجود نداشته چنان مخلص بود که تا آخرین لحظات عمر گمنامی و کوه نشینی را برگزید و هر کس که به کوههای سرباز به آن منطقه که اگر وجود ایشان نبود شاید نامش را هم کسی نمی دانست یعنی کوه ون (خدا آباد ) رفته حتما به اخلاص این انسان بزرگ یقین نموده است.
آری کوه ون این کوه گمنام از علم و تقوای این عالم منور گشت و تشنگان علم و دانش و عرفان نه از گوشه های ایران که از سایر نقاط آسیا منجمله پاکستان ، افغانستان ، تاجیکستان و ... به این منطقه کوهستانی که حتی از ابتدائی ترین امکانات رفاهی مثل برق و راه محروم بود سرازیر بودند و از این منبع العلوم( مولانا محمد عمر سربازی ) خود را سیراب می کردند.
مولانا در کنار علوم دینی مطالعه وسیع و گسترده ای از علوم عصری و ایسمهای نوپیدا و همچنین از تاریخ معاصر داشتند به طوری که به تمامی اشکالات و اعتراضات وارده در این عصر به نحو احسن پاسخ می دادند و با مطالعه کتب تالیف شده توسط ایشان میتوان به این نکته پی برد.
یکی دیگر از صفات بارز این دانشمند بزرگ حق گوئی و دفاع از حقوق مردم بود و در اظهار حق و حقیقت از هیچ کس هراسی به دل نداشت و صراحتا از سیاستها و مظالم رژیم در حق مردم بلوچ و اهلسنت انتقاد می کرد و بدون هیچ واهمه ای از مقدسات اهلسنت در برابر تهاجم و حمله رژیم دفاع می کرد و در این زمینه کتابهائی هم به رشته تحریر در آورده است.
بسیاری از علمای شیعه که از قم برای مناظره با ایشان به بلوچستان فرستاده میشدند در برابر علم و دانش ایشان سر به زمین نهاده و حتی مذهب اهلسنت را برگزیدند امثال آیت الله مرتضی رادمهر که بعد از مناظره با مولانا مذهب شیعه را ترک گفته و سنی شد و در این راستا شکنجه ها داده شد و بالاخره در اثر همان شکنجه ها در دیار هجرت زندگی را وداع گفت و ایشان کتابی هم بنام چگونه سنی شدم تالیف نموده و در کتابش بلوچستان را دیار عشق عنوان نموده است.
مولانا همیشه از مبارزه و جهاد در راه رسیدن به عزت و آزادی دفاع می نمود و در این زمینه همیشه به طلاب حوزه سفارش و تاکید مینمود و در دروس و سخنرانیهایش به صراحت از جهاد و مبارزه سخن می گفت و شاید بزرگترین مشوق راه جهاد بودند و در بیان حق از کسی ترس نداشت.
این ستاره علم و دانش و تقوا و اخلاص و جهاد و مبارزه اهلسنت ایران و مردم بلوچ را داغدار نموده و جهان فانی را وداع گفته و به دیدار محبوبی که عمرش را فدایش نموده بود شتافت وبه لقاءالله پیوست.
واقعا این خبر غم آور و دردناک بود که مو بر بدنم سیخ کرد و لحظه ای دیار بلوچستان را تاریک احساس کردم و واقعا بلوچستان تاریک شد و ستون بزرگ علم و عمل را از دست داد به مشکل می توان جایگاه چنین فرزانه ای را پر نمود امید که جانشینانش راهش را ادامه داده و نگذارند چراغ منبع العلوم ضعیف گردد.
من این ضایعه دردناک و بزرگ را به جامعه اهلسنت ایران ، مردم بلوچ ، علمای کرام ، شاگردان ایشان ، خانواده و فرزندان ایشان ، و به اساتذه حوزه منبع العلوم کوه ون تسلیت می گویم و از بارگاه ایزد منان می خواهم رفع درجات به ایشان عنایت نموده و روحش را در جوار روح انبیاء و صدیقین و شهداء و صالحین قرار دهد و به جای ایشان بهترین بدل را به ما عنایت فرمایند و ما را مایوس و نا امید نگردانند.
دلاور بلوچ
بسم الله الرحمن الرحیم
انا لله وانا الیه راجعون
توحیدیها :با تأسف و تأثر فراوان اطلاع یافتیم که عالم ربانی و فقیه عالی مقام حضرت مولانا محمدعمرسربازی رحمه الله علیه دار فانی را وداع گفته و حوزه های علمیه ومردم فهیم وقدرشناس بلوچستان را سوگوار ساخته است.
ایشان از برجسته ترین علمای بلوچستان بودند و در طول عمر بابرکت ایشان، جمع کثیری از فضلا و طلاب علوم دینی ومردم شریف بلوچستان وایران از افادات و تحقیقات علمی این فقیه عالیقدر بهره مند گشتند. تقوی و پارسایی این مرد بزرگ در کنار خلق و خوی مردمی و رعایت پدرانه ای که با شاگردان و مریدان خویش به کار می برد، ایشان را در میان طلاب ، جوانان ومردم، شخصیتی محبوب ساخته و حضور ایشان در عرصه های گوناگون مناظره های دینی کرامت مضاعفی در این وجود پربرکت پدید آورده بود. این روحانی عالی مقام خدمات ارزشمندی در زمینه ی تحقیقات و تألیفات دینی به ویژه در تفسیر و علوم قرآنی به جامعه ی علمی کشور عرضه داشته اند و تألیفات ایشان یادگارهایی ماندنی به شمار می آید.
درگذشت این عالم عامل و این شخصیت علمی برجسته برای حوزه های علمیه وخطه بلوچستان خسارتی بزرگ است.که امیدواریم خداوند با لطف ورحمت خود آن را جبران فرماید.
توحیدی ها رحلت آن بزرگوار را به حضرت شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید رهبر مذهبی بلوچستان و علما اعلام و حوزه های علمیه و به عموم ملت ایران، به ویژه به شاگردان و ارادتمندان و مریدان ایشان و نیز به خانواده وبرادر بزرگوارشان تسلیت عرض نموده و از خداوند متعال می خواهیم که برترین پاداش صالحان را به ایشان عطا فرماید
توحیدیها
من به نوبه خود این ضایعه عظیم را به جامعه مظلوماهلسنت ایران وجهان و مردم بلوچ تسلیت می گویم.
دلاور بلوچ.
این مطلب توسط یکی از خوانندگان سایت به ایمیل دلاور ارسال گردیده است.
ابتداء تمام خيابانها وکوچه هاي منتهي به مسجد را نيروهاي سپاه بالغ بر پنج هزار نفر بستند 2- بيش از 50 عدد کمپرسي، رودل،گريدر، بولدزر،جرثقيل هاي سنگين جنگي همه باشمارهء سبز رنگ سپاه از هر طرف هجوم به مسجد آغاز مي شود, زمانيکه نوک بولدزرها به مسجد مي رسد بيش از صد نفر مسلح وارد مسجد مي شوند، در حاليکه برقها، گاز، تلفن و آب را قطع کرده بودند، خادم مسجد و چند دا نشجوي ديگر را که براي نماز و مطالعهء در سهاي خود در مسجد بودند همراه خود بردند و هرچه آنها سر و صدا مي کنند نتيجه اي ندارد، سپس مته هاي بزرگ را در سقف مسجد بکار مي اندازند و زمانيکه به اندازهء سقف يک .....
ادامه مطلب را بخوانید...
ادامه مطلب
تصویری از شهید مولوی موسی کرم پور که در هجرت توسط عوامل رژیم به شهادت رسید.
این تصویر در مسجد شیخ فیض گرفته شده که این مسجد بدستور خامنه ای و رژیمی که با فریاد اسلام خواهی گوش جهانیان را کر نموده است تخریب و تبدیل به یک پارک شد.




این علمای حق گوی اهلسنت توسط جلادان رژیم آخوندی به شهادت رسیدند
رفسنجانی به جای پاسخ دادن به اعتراضات قرضاوی فقط میگفت : اینها همه توطئه استکبار جهانی میباشد !!
یعنی چی؟
تخریب مساجد در ایران و کشتن مردم بیگناه و اعدام جوانان اهلسنت و ندادن حقوق اهلسنت و ترور علمای اهلسنت توطئه استکبار جهانیست البته اجرا کننده این توطئه رژیم آخوندها می باشد !!
اسلحه دادن به جیش مهدی در عراق و برنامه انتقام از اهلسنت آنجا و کشتن هر دختر و پسری که نامش عایشه و ابوبکر و عمر و عثمان باشد و تصرف مساجد اهلسنت و تبدیل نمودن انها به حسینیه و شعله ور نمودن جنگ مذهبی بین شیعه و سنی و مسلح نمودن جیش جنایتکار مهدی که جز کشتار سنیان دیگر وظیفه ای ندارد و پناه دادن به اعضای جیش بعد از جنایت در ایران همه و همه نقشه استکبار جهانیست که توسط سپاه پاسداران انقلاب به اجرا گذاشته می شود!!
اینکه اجازه ساختن یک مسجد در تهران نمیدهند از خودشان نیست استکبار جهانی دستور داده که به اهلسنت اجازه ساختن مسجد در تهران ندهید ورنه قطعنامه علیه جمهوری فاشیستی صادر خواهیم کرد!!
البته فکر نکنم قرضاوی با تقیه ها و دروغهای رفسنجانی فریب بخوره و فکر کند واقعا رژیم دل برای اسلام و مسلمانان می سوزاند!!
ابو عایشه
نقل از وبلاگ مبارزان
فهرست شهداء علماء اهل سنت ایران که بوسیله نظام فرقه گرای حاکم ایران- بر حسب تسلسل تاریخی- که همگی به جرم عقیدتی و سنی بودن ترور ویا اعدام شده اند.
ادامه مطلب را حتما بخوانید.........
ادامه مطلب

