
رویا رو کشتید
دلهاشکستید
گلهای پرپر برجا گذاشتید
بامرگ رویا , سوری بکردید
سیم و زر خویش افزون بکردید
رنگ سیاهی بردل نشاندید
فانوس دل راخاموش کردید
آن باغ زیبا مصلخ بکردید
صد باغبان رابی خانه کردید
خوان یتیمان غارت بکردید

نام علی رابدنام کردید
ای شب پرستان تاکی به جهدید
همگام ظلمید همگام مرگید افعی بدوشان این رابدانید
بذرمحبت ازجابکندید این رابدانید رویا نمردست
اوتا قیامت میهمان نوراست
بلوچ ازمکران
چند روز پیش جوانان شه بخش با تشکیل سازمانی به نام سازمان مبارزان بلوچستان با حمله به کاروان سپاه پاسداران ۲۵ نیروی سپاه را به هلاکت رسانده و چند پاسدار دیگر را به اسارت گرفتند بعد از این عملیات نیروهای سپاه و بسیج با پشتیبانی نیروی هوائی به منطقه کورین یورش برده و صدها جوان را دستگیر کردند و برای فرونشاندن خشم خود در طی چند روز گذشته چند جوان بلوچ را اعدام کردند.
رژیم پلید آخوندی که دستانش تا بازو به خون جوانان بلوچستان رنگین است باز مرتکب جنایت ننگینی دیگر شده و باری دیگر فرزندان مظلوم و ستمدیده دیار خون آلود بلوچستان را به آتش کشاند و جوانان دلیر این خاک و بوم را که برای سیر کردن شکم گرسنه زن و فرزند خود تن به بنزین فروشی داده بودند به رگبار بسته و در شعله های آتش عداوت و کینه و دشمنی خود سوزاند.
و مثل همیشه ان را یک حادثه تلقی نموده و از کنارش براحتی گذشتند همانطور که جنایت در نصرت آباد را حادثه جلوه دادند همانگونه که جنایت در مسجد مکی را حادثه جلوه دادند همانطور که شهادت ناجوانمردانه رویا سارانی را حادثه جلوه دادند ، همانطور که به آتش کشاندن و سوزاندن شمس الدین کیانی را حادثه قلمداد کردند این بار هم به اتش کشاندن 18 جوان بلوچ را حادثه خواندند.
جنایتکاران رژیم آخوندی که در جنایاتشان هرگز به پیر و جوان و زن و کودک رحم نکردند و نمی کنند و چیزی بنام رحم در فرهنگشان وجود ندارد همیشه مخالفان و مبارزان را متهم به بی رحمی می کنند و جنایات و وحشیگریها و قتل و غارتها و کشتارهای خود را فراموش کرده و یادی از ان به میان نمی آورند آنجا که دختران معصوم و نوجوان را مورد تجاوز قرار داده و می کشتند ، آنجا که کودکان را در خانه ها به آتش کشیدند و هزاران جنایت دیگر و این همه رابه نام اسلام انجام دادند.
اما طاغوتیان و ظالمان و متجاوزان خوب بدانند که بلوچستان دیگر این جنایات را تحمل نخواهد کرد بلوچستان صبور است اما با انفجارش همه کاخ و کوخ متجاوزان را نابود خواهد کرد ، بلوچستان به موقع پاسخ این جنایات و دیگر جنایات شما سفاکان خون آشام را خواهد داد ، بلوچستان دریای مواج است که با یک طوفان بناهای ظالمانه شماها را خاکستر خواهد کرد بلوچستان تفتان است و با یک انفجار دمار از روزگار ظالمان و مستبدان در خواهد آورد.
فرزندان بلوچستان آرام نخواهند نشست و شما خوب دیدید که با پاسدارانتان چه کردند و آنها را چگونه در بلوارانتقام به جهنم ابدی فرستادند پس خوب میشد که عبرت می گرفتید و دست از جنایت بر می داشتید اما مثل اینکه می خواهید باز تاسوکی ببینید و ثارالله نظاره نمائید که به زودی به این آروزیتان خواهید رسید و مرگهائی را مشاهده خواهید کرد.
دلاور بلوچ
خبرنگار تفتان می افزاید این چهار جوان از زندانهای زاهدان به خراسان جنوبی انتقال داده شدند و امروز به دار زده شدند.
خبرگزاری مهر این خبر را تائید نموده و اتهامات وارده بر این جوانان را مشارکت در حملات مسلحانه و قاچاق مواد مخدر اعلام نمود.
خبرنگار ما می افزاید اخیرا رژیم از ترس اعتراضات مردمی جوانان بلوچ را یا به دیگر استانها تبعید نموده و اعدام می کند و یا در زندان مخفیانه و به دور از دید مردمی اعدام می نماید تا جنایاتش افشا نگردد

به گزارش خبرگزاری تفتان از زاهدان سعید قنبرزهی نوجوان هفده ساله بامداد یکشنبه 6 خرداد در زندان زاهدان به اتهام شرارت و همکاری با اشرار اعدام گردید.
سعید قنبرزهی بعد از بمب گذاری اسفند ماه سال گذشته که منجر به هلاکت دهها پاسدار بسیجی شد همراه چند تن دیگر دستگیر شدند که یکی از آنان با نام نصرالله شنبه زهی سه روز بعد از حادثه مذکور به شکلی وحشیانه در ملاء عام اعدام شد.
و دیگر دوستانش طبق تحقیق خبرنگار خبر گزاری تفتان هیچ جرمی جز قرابت و نزدیکی با سرمچارن بلوچستان نداشتند اما تحت وحشيانه ترين شکنجه ها از قبيل شکستن ناخنهاي دست و پا ، سوزانده شدن بوسيله اتو داغ و حتي پاره کردن ماهيچه هاي بدنشان بوسيله دستگاه "درل" قرار گرفته اند و شب پنجشنه 24 اسفند ماه ساعت هشت و نيم در تلويزيون رژيم بعنوان "معترفين جندالله معرفي و نشان داده شدند ولی بنا بر اعتراضات مردمی و همچنین تذکرهای سازمانهای بین المللی رژیم آنوقت از اعدام این جوانان خود داری نمود و با آرام شدن اوضاع امروز رژیم با زیر پا گذاشتن مرامهای انسانی و نادیده گرفتن اعتراضات سازمانهای حقوق بشری نوجوان هفده ساله سعید قنبرزهی که به سن قانونی نرسیده بود را اعدام نمود و ددمنشی و شقاوت خویش را به نمایش گذاشت.
خبرنگار ما می افزاید اخیرا رژیم از ترس اعتراضات مردمی جوانان بلوچ را یا به دیگر استانها تبعید نموده و اعدام می کند و یا در زندان مخفیانه و به دور از دید مردمی اعدام می نماید تا جنایاتش افشا نگردد.
برخی گزارشها حکایت از آن دارند که سعید قنبرزهی تحت شکنجه ها جان سپرده است و رژیم پلید آخوندی جهت سرپوش نهادن بر وحشیگریهایش امروز در شبکه جام جم خبر اعدام سعید قنبرزهی را اعلام نمود ما در حال تحقیق جزئیات هستیم و با تکمیل گزارش آن را ارئه خواهیم داد.
دلاور بلوچ

رویا فراموشت نخواهیم کرد
رویا دختر معصوم بلوچ به جرم بلوچ بودن و سنی بودن بر درب خانه اش توسط خفاشان جنایت پیشه که بوئی از انسانیت نبرده اند گلوله باران شد و خونش بر سرزمین بلوچستان ریخته شد تا باری دیگر گواهی بر جنایت و سفاکی خون آشامان رژیم ضد بشری تهران باشد.
این اولین بار نیست که خون آشامان متجاوز به خاک و دین و ناموس بلوچستان چنین بی رحمانه و با قلبی مملو از شقاوت سرزمین بلوچستان را با خون کودکان و نوجوانان و زنان بلوچ رنگین می کنند قبلا هم سرزمین بلوچستان که همه چیزش مورد تاراج و چپاول استعمارگران و استثمارگران از خدا بی خبر قرار گرفته چنین شاهد خون ، ناله و فریاد کودکان ، نوجوانان و زنانش می باشد اما امروز وضعیت فرق کرده است و بلوچستان بپا خواسته است زیرا بلوچستان رهبر انقلابیش را یافته است که حاضر است در راه وطن و دین و ناموسش جانش را فدا نماید بلوچستان عبدالمالکی یافته است که با درایت و دیانتش و جراتش همراه با یاران با وفایش توانسته پوزه متجاوزان را به خاک بمالد.
قیام عبدالمالک رهبر انقلابی بلوچستان و دوستان هم رزمش مانند سیلی خروشان موجب بیداری مردمی در بلوچستان شد و امروز بلوچستان خود را باز یافته است و هرگز در برابر ظلم و ستم و تجاوز سر تسلیم فرو نخواهد آورد و به قول شیر مرد تاریخ بلوچستان یا زندگی با عزت و یا مرگ با شرف را می خواهد.
از همین جاست که این بار جنایتکاران جهت چاپلوسی برای اولین بار در تاریخ بلوچستان به خانه شهیده بلوچستان رویا رفته و از ترس اینکه شهادت رویا در این موقعیت حساس موجب انقلاب مردمی نشود می خواهند با فریب و نیرنگ و مکر و لبخندی مکر آمیز خانواده رویا را گول زنند اما کور خوانده اند و رویا دیگر تنها متعلق به خانواده اش نمی باشد بلکه متعلق به ملت بلوچ است و جوانان بلوچستان تا گرفتن انتقام خون رویا آرام نخواهند نشست و انتقامی سخت و تاریخی از جنایت پیشگان در بلوچستان خواهند گرفت و نشان خواهند داد که رویا تنها نیست و رویا فراموش نخواهد شد.
مسئله رویا وحشیانه تر از شهادت کودک فلسطینی محمد الدوری می باشد و جوانان بلوچستان حتی حاضرند جهت انتقام رویا بر خود بمب بسته و خود را فدای رویاها نمایند و طبق گزارشی تا کنون دهها جوان به رهبر انقلابی بلوچستان نامه نوشتند و خود را برای حمله استشهادی پیش کردند و مصرانه از رهبر محبوبشان خواسته اند تقاضای آنان را بپذیرد.
آقای سلیمانی و دهمرده این را به خوبی می دانند به همین خاطر به خانه رویا رفتند تا مانع اقدامات جوانان این دیار شوند در صورتی که قبل از رویا صدها کودک و نوجوان دیگر زیر پوتینهای پاسداران درنده خو له شدند و این دهمرده ها و سلیمانی ها خم به ابرو نیاورده و پوزخندی هم می زدند ولی می دانند امروز با آن روزها فرق دارد و الان رویاها برادرانی دارند که برایشان جان هم خواهند داد و نمی گذارند خون رویاها به هدر رود.
و به امید حق و با راهنمائی رهبر انقلابی بلوچستان ما جوانان بلوچستان انتقام رویا را خواهیم گرفت و درسی فراموش نشدنی به سران نظام خواهیم داد.
دلاور بلوچ
تقریبا همه انسانها در سرشان رویایی دارند و سخت ترین لحظات برای آنها زمانی است که احساس کنند رویاهاشان برباد رفته اند ، به عنوان یک انسان هر وقت دیده ام که انسانی رویایش برباد رفته است در دلم برایش غصه خورده ام و قلبم برایش اشک ریخته است ؛ دو روز قبل خبر شدم که رویایی پرپر شده و بر خاک رفته است ، اما این رویا با رویاهای قبلی فرقی از زمین تا آسمان داشت و علیرغم بقیه رویاهای قبلی دارای وجودی فیزیکی و خارجی بود .
آری ! اینبار رویای پرپر شده دختر بچه معصوم 12 ساله ای بود که گلوله های مزدوران آخوندی قلبش را شکافتند .دقیق که به موضوع می نگرم در این جنایت هولناک واحد رویاهای متعددی در آن واحد پرپر شدند.
ملت بلوچ رویایی را از دست داد .
رویا ی نازنین هم خودش پرپر شد و هم در کنار آن رویاهای بیشماری که به عنوان یک دانش آموز در سر داشت .
والدین ستمدیده رویا هم دختر رویای خود را پرپر شده دیدند و در کنارش رویاهای بیشماری را که برای رویای جگر گوشه شان در در سر داشتند به همراه فرزند دلبندشان به خاک سپردند .
چهره زیبای به خون شسته شده خفته در خاک رویا خانم را در ذهنم مجسم می کنم ، چشمان رویا از پشت پلکهایش با تحقیری نمادین بر من خیره شده اند ف او با زبان بی زبانی از من می پرسد :
« تا کی می خواهی شاهد پرپر شدن کودکانی معصوم همچون من باشی ؟
تا کی می خواهی همچون زنی خانه نشین اشک بریزی و در برنیاوری ؟
آیا خون تو از خون من کودک معصوم رنگین تر است ؟
چرا برایم اشک تمساح می ریزی ؟
مگر نه اینکه من قربانی بزدلی تو هستم ؟ »
عرق شرم پیشانیم را خیس می کند ، برای لحظه ای رویای پرپر شده را فراموش کرده و به فکر فرو می روم و به انسانهای جنایت پیشه ای می اندیشم که که حرکت انگشتانشان قلب رویای نازنین را پاره پاره کرد و تماشای فواره خون به آنان سروری شیرین هدیه داده ، خستگی شان بر طرف کرد .سروری به مراتب شیرینتر از سرور یک شکارچی چیره دست زمانیکه نیزه و یا گلوله اش بر سینه آهویی کوهی فرو آید.
جنایتکارانی که با این عملشان به ریش مجریان و حامیان کنوانسیونهای حقوق بشری و حقوق کودکان خندیدند .
سفاکانی که با ادعای دروغین پیروی از رسول خداوند (ص) سعی در لکه دار نمودنشان آن وجود پاک دارند ، رسولی که سر از سجده بر نمی داشت چون حضرت حسن و حضرت حسین کودک بر پشتش نشسته بودند .
رسولی که همواره دست شفقت و مهربانیش سر کودکان را نوازش می داد .
به خود می آیم و از خود می پرسم من این وسط چیکاره ام ؟ وجدانم بر صورتم آب دهان می اندازد و لعنت نثارم می کند که چرا اینچنین آسوده نشسته و تماشاگر جنایت هستم. سوگند می دهد که قاتلین رویای نازنین را به دادگاه عدالت بکشانم و اجازه ندهم رویاهای دیگری اینچنین بیرحمانه و سفاکانه به خون بغلتند .
سربازی از سرباز بلوچستان
همواره در طول جنایات آشکار شده، کشتن کودکان بدترین و کثیف ترین جنایت در نوع خود بوده است . کودکانی که ندانسته از دنیایی پر هیاهوی امروز آن را فقط لعبتی برای سرگرمی و خوشحالی خویش میدانند، دنیا را با رنگهای مختلفی در ذهن کودکانه خویش ترسیم میکنند و در ذهن نوپایی خویش به تقلید از زندگی خانوادگی خودشان فرشی کوچک پهن میکنند و به تقلید از پدر و یا مادرشان خود را بزرگ میپدارند .
گویا خود را برای زندگی آینده مهیا مینمایند.فرشته های کوچک با نگاهی معصومانه و خانواده های که تمام هست و نیستشان فرزند است . فرزندشان فرزندشان...
اما نمیدانند در روزی به عیانی و به روشنایی بهترین روزهای آفتابی و در مواجه با دژخیم نفرت و دیوی که هیبتش را بجز سیاهی و پلیدستی چیزی دیگر معلوم نیست و به بهانه حتی یک هزارم هم گناه ناکرده و جرم مرتکب نشده کودکی را .....
به خداوند قسم که دیگر توان گفتن و و ادامه این جملات را ندارم....
اطلاع پیدا کردیم در جنایتی هولناک دختر بچه ای 12 ساله ای در شهر زاهدان توسط مامورین نیروی انتظامی به شهادت رسیده است . این جنایت هولناک نشان از نادانی و عدم درک و عدم شناخت از وظیفه یک مامور انتظامی که وظیفه او حکم در ایجاد امنیت و حفاظت از مردم را دارد.
موسسه نگاران پیرو اطلاعیه های صادر شده از طرف دیگر نهادها و سازمانها و گروهای بلوچ و مدافع حقوق بشر ضمن محکوم نمودن این عمل فجیع و این جنایت هولناک مصیبت وارده را به خانوداه آن کودک و شهیده معصوم و همچنین به تمامی مردم بلوچ تسلیت عرض نموده و برای خانواده آن شهید معصوم صبر و بردباری از درگاه پاکین پرودگار آرزو مند است.
و ضمنا از تمامی سازمانها و گروهای بلوچ عاجزانه درخواست مینماید حال و در این زمان بیایید یک صدا این جنایت را محکوم نماییم و برای محکومیت عامل این جنایت تلاشی همبسته و وابسته و یک رنگ را آغاز نماییم. و پیشنها مینمایم کمیته ای تحت عنوان کمیته محکومیت عاملان جنایت هولناک زاهدان را تشکیل دهیم تا جهت محکومیت واقعی آنان هم در داخل و هم در خارج از کشور فعالیت نماییم . تا خون این شهیده معصوم پایمال نگردد.
با تجدید احترام مجدد.
ورنا بلوچ
مدیر موسسه نگاران
احمدی نژاد، خامنه ای ننگتان باد!
عصر روزچهارشنبه ۲۶ ارديبهشت ماه، رؤيا سارانی دختربچه ۱۲ ساله بلوچ که به همراهی برادرش ازمدرسه به خانه مراجعت ميکرد، جلوی درخانه اش درشهرزاهدان، توسط نيروهای وحشی به اصطلاح انتظامی، به رگبارگلوله بسته شد وجان عزيزخويش را ازدست داد.
رژيم جنايتکار جمهوری اسلامی ايران، تمامی شئون انسانی را زيرپا گذاشته وحتی ازقتل کودکان بلوچ نيزلذت ميبرد. شهريای ودهمرده تمامی زابليهای متعصب ودشمن ملت بلوچ را تحت پوشش نيروهای ضد مردمی نظامی وانتظامی مسلح کرده وبه جان مردم بيدفاع بلوچ انداخته اند تا ازبلوچها انتقام بگيرند وهرکسی را که اراده کنند، به قتل برسانند. زابليهائی که درطول تاريخ جرأت چپ نگاه کردن به بلوچ را نداشته اند، امروزه درپناه احمدی نژاد رئيس جمهورايران وآيت الله خامنه ای رهبرشيعيان ايران، کشتن بلوچ برايشان مثل آب خوردن شده وابعاد جناياتشان دردوسال گذشته به قدری بالاست که ازکنترل خارج است.
انتظارداشتن ازدستگاههای قضائی رژيم آخوندها، جهت عدالت خواهی ومجازات مجرمين، ديدی است سطحی وساده لوحانه. همه روزه درگوشه وکناربلوچستان، جوانان ونوجوانان بيگناه ما توسط همين جانيان پرپرميشوند وبه جای مجازات، پاداش دريافت ميدارند. تمامی اين جنايات برعليه ملت بلوچ، به دستورمستقيم وغيرمستقيم احمدی نژاد وخامنه ای صورت ميگيرند ودراين نظام ازچه کسانی اميد به دادخواهی ميتوان داشت.
روحانيت بلوچ نيزبه جای اعتراض درمورد جنايات عوامل رژيم دربلوچستان ودفاع ازحقوق انسانی مردم بلوچ، جهت دريافت مزايائی جزئی به تهران ميروند وبه تمامی اصول وسنن مذهبی خود پشت کرده وپشت سرآيت الله شاهرودی، رئيس قوه قضائيه رژيم آخوندها، نمازجماعت می خوانند!!!
بنابراين، بر نيروهای سياسی ومبارزبلوچ است تا به افشای هرچه بيشترجنايات مزدوران رژيم درمنطقه بپردازند ودرصفی واحد ومنسجم انتقام خون عزيزانی همانند رؤيا سارانی را ازدشمنان ملت بلوچ بگيرند.
اميربلوچ
۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۶
باری دیگر در بلوچستان من جنایت آفریده شد
باری دیگر در سرزمین من لاله ای معصوم توسط متجاوزان و دژخیمان تاریخ معاصر پر پر شد
باری دیگر دردندگان رژیم ضد بشری درنده خوئی و جنایت و آدم کشی خویش را به نمایش گذاشتند
باری دیگر رویائی معصوم مورد حمله ناجوانمردان تاریخ قرار گرفت
باری دیگر سرزمین بلوچستان با خون یک دختر بلوچ رنگین شد
آری بلوچستان این سرزمین زیبا همیشه نظاره گر ظلم و جنایت و خیانت و تجاوز و قتل و کشتار زنان و کودکان و دختران و پسران و جوانانش بوده است!
سرزمین زیبا و دیدنی با مردم خونگرم و دلیرش همیشه شاهد بیداد و تحقیر و تذلیل بیگانگان درنده صفت بوده است
در همین سرزمین در سال هفتاد و یک دختری دوازده ساله در کنارک مورد تجاوز ماموران نیروی هوائی قرار گرفت و به وحشیانه ترین وجه به کام مرگ رفت
در همین سرزمین طلبه ای نوجوان( شمس الدین کیانی) با دردناکترین صورت در شهر زاهدان سوزانده شد
در همین سرزمین در مهرماه سال گذشته در بمپور سه دختر نوجوان چادر عزتشان توسط پاسداران درنده خو تار تار شد
در همین سرزمین در پاکسازی نصرت آباد زنان و دختران بلوچ مورد تجاوز سگ صفتان متجاوز قرار گرفتند و بعد در کامیونها انداخته شده و در شهر کمپرس شدند
سرزمینم باری دیگر جنایتی هولناک و نابخشودنی دید جنایتی که همه را تکان داد و قلبهای فرزندان بلوچستان را به تپش در آورد و مو بر بدن همگان سیخ کرد و خواهری دیگر خونش بر سرزمین بلوچستان ریخته شد
خون گلگونش بر دیار همیشه مظلوم بلوچستان ریخته شد و متجاوزان با خنده و تمسخر از کنارش گذشتند
اما این جنایکاران بدانند که تاریخ مصرفشان به پایان رسیده است و انتقام این خون و خونهای پیشین از متجاوزان گرفته خواهد شد و جوانان این دیار درسی به یاد ماندنی به جباران و خون آشمانان خواهند داد.
انتقامی که آثاری به جز لکه های خون کثیف متجاوزان در این سرمین به جا نگذارد و آن هم برای عبرت تا دیگر متجاوزی تجاوز به این خاک را در سر نپروراند و بدانند که بلوچ تفتان است که آرام می سوزد اما با انفجارش از تکه پاره های متجاوزان چیزی بر جا نخواهد گذاشت.
بلوچ دریاست که که پلیدیها را در امواج خروشانش از بین خواهد برد
امروز دیگر مالکان این سرزمین منتظر نخواهند ماند و با تکیه بر الله و خون پاک شهیدان نه تنها دست پلید جنایتکاران را از بلوچستان قطع می کنند که انتقام تک تک شهیدان را از اهریمنان شیطان صفت خواهند گرفت.
من به مادر و پدر و سایر خانواده رویا تسلیت می گویم اما این پیغام را هم می دهم که مطمئن باشند که انتقام خون رویا را خواهیم گرفت رویا خواهر و دختر هر بلوچ هست و جوانان بلوچ به آسانی از کنار خون خواهرشان نخواهند گذشت و چنان کنند که آه و فغان متجاوزان آسمان را بدرد.
دلاور بلوچ
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی مرز پر گهر :
حدود ساعت ۱۷:۳۰ عصر روز گذشته ( چهارشنبه ) جنایت هولناکی توسط گشت نیروی انتظامی رقم خورد که مردم بلوچستان را غرق در عزا و ماتم کرد.
بر اساس گزارشهای دریافتی و مشاهدات عینی گشت نیروی انتظامی روز گذشته خودوری پژویی را که حامل یک خواهر و برادر بوده است ، تعقیب می کند. پسر جوان راننده خودرو که فاقد گواهینامه بوده به علت نداشتن گواهینامه توقف نمی کند و از میدان پرستار به سمت بلوار برق به حرکت خود ادامه می دهد. این نوجوان که الیاس سارانی نام دارد در حال بازگرداندن خواهر ۱۲ ساله اش که برای امتحانات راهنمایی به مدرسه اش رفته بود مورد تعقیب گشت نیروی انتظامی کلانتری ۱۹ قرار می گیرد.
راننده جوان پس از رسیدن به محل سکونت خود در بلوار برق از اتومبیل پیاده شده و تسلیم می شود اما افسر درجه دار نیروی انتظامی به نام کشته گر که یک فرد سیستانی است به سمت اتومبیل تیراندازی می کند که در نتیجه خواهر راننده به نام رویا سارانی به شهادت می رسد.
شاهدان عینی می گویند کشته گر علیرغم تذکر سربازان همراه وی و همسایگان به خودروی در حال توقف و دختر ۱۲ ساله بلوچ تیراندازی کرده است.
پس از این جنایت هولناک خودروی گشت نیروی انتظامی بلافاصله پا به فرار می گذارد که به علت سرعت زیاد به یک موتورسیکلت برخورد می کند و دو پای راننده موتورسیکلت به شدت آسیب دبیده و می شکند.شایان ذکر است عاملین این جنایت با اعزام جرثقیل به صحنه جنایت تلاش کرده اند صحنه اصلی را قبل از انجام تحقیقات به هم بزنند.
این جنایت هولناک در محدوده کلانتری ۱۷ توسط گشت کلانتری ۱۹ اتفاق افتاده است.خانواده و بستگان مقتوله نوجوان امروز برای شکایت به دادسرای نظام مراجعه کرده اند .
باید دید مدعیان عدالت و امنیت چگونه با این جنایت وحشیانه برخورد می کنند و تا کی باید مردم از دیدن گشت نیروی انتظامی وحشت کنند و علیرغم نداشتن هیچ جرمی از ترس جانشان پا به فرار بگذارند . آیا این مسایل جزو مصادیق فساد در نیروی انتظامی نیست؟ اینگونه جنایتکارانی چگونه و با چه معیارهایی گزینش شده و ارتقای درجه یافته اند و با چه پشتوانه قوی و نیرومندی اینگونه وقیحانه به هر جنایتی دست می زنند؟
پرسش این است که اگر چنین جنایتی در جای دیگری از جهان بوقوع می پیوست با چه واکنشهایی روبرو می شد و مسئولان جمهوری اسلامی چه واکنشی نسبت به آن نشان می دادند؟
مردم بلوچستان و ایران در انتظار نحوه برخورد مسئولان با عامل یا عاملان این جنایت هستند.
جرمم بلوچ بودن!!!
چند روز قبل دوستی با من تماس گرفت و گفت یک جوان بلوچ که چندین ماه در سیاه چالهای وزارت اطلاعات رژیم آخوندی در بند بوده است با قید ضمانت آزاد شده است و الان در یک بیمارستان تحت علاج است.
این دوست از من خواست با این جوان بلوچ ملاقات کنم و هم عیادت مریض صورت گیرد و هم گزارشی از دوران بازداشت این جوان تهیه نمایم من هم که منتظر چنین فرصتی بودم فورا رخت سفر بستم و به سوی شهری که آن جوان آنجا بود حرکت کردم وقتی آنجا رسیدم به اتفاق دوستم به بیمارستان رفتم با ورود به اتاق مریض جوانی شکسته و پریشان حال را بر تخت بیمارستان مشاهده کردم که از تمام وجودش آه و ناله بر می خواست و از امراض گوناگونی رنج می برد شکنجه های روانی در بازداشتگاه ایشان را دچار به امراض روانی کرده بود و آثار شکنجه های جسمی از دور بر سر و صورت و بدن این جوان آشکار بود بنده با عرض سلامی از ایشان جویای آنچه بر ایشان در مدت اسارتش رفته بود شدم و ایشان با ناله ای غم انگیز شروع به بیان وحشگریهای اطلاعاتیها نمودند من در این نوشتار اندکی از ماجرای این جوان را که چهار ماه اسارتش را در تک سلول به سر برده است به خوانندگان عزیز تقدیم می دارم:
ادامه مطلب
لازم به ذکر است که طی يک ماه اخير در شهرهاي مختلف بلوچستان بيشتر از بيست و پنج نفر با برچسب های واهی اعدام و یا در درگیریهای مختلف توسط مامورين رژيم به قتل رسیده اند
سایت خبری رژیم " ایرنا" در باره قتل این 4 جوان چنین نوشت :معاون اجتماعي قرارگاه عملياتي رسول اكرم(ص) گفت: نيروهاي اين قرارگاه در چند مرحله عمليات رزمي و اطلاعاتي ، چهار شرور مسلح را در شرق كشور به هلاكت رساندند
رادیو بلوچی
امروز دیگرتوان آن ندارم که بیش از این درد جنایاتشان در دل نگاه دارم و میخواهم
بار غمی که در قلبم می جوشد و شرحه شرحه میسازدش با بازگویی یکی ازجنایاتیکه توسط رژیم جرار خمینی در سال 70 صورت گرفت به شما منتقل سازم تا شایداندکی از دردش بکاهد.
عملیات پاکسازی و کشتار بی رحمانۀ مردم بی دفاع دربخشهای نصرت آباد ،
حصارویه و رودماهی در شمال غربی وغرب زاهدان.
ماجرا از اندکی بعد از درگیری رژیم با دلاور مردان بلوچ شروع شد....
خلاصه ای از درگیری رژیم با آنانی که بهای شرافت انسانیشان با خونشان پرداختند و حاضر نشدند بندگی غیر خدا بپذیرند وانسانیتشان به جان بفروشند .
در گیری بین دلاوران بلوچ به فرماندهی شهید حاجی نورمحمد شلی بر (یادش گرامی راهش پاینده)
که در حلقۀ محاصرۀ مزدوران قرار گرفته بود آغاز شد و دلاوران توانستد در همان آغاز نبرد تعداد بی شماری از مزدوران را به هلاکت برسانند اما لحظه به لحظه به تعداد مزدوران و هواپیماهای رژیم افزوده و آتش بمباران سنگین تر می شد در این زمان حاجی نور محمد از شیر بلوچستان شهید حمید نوتانی تقاضای کمک کرد و حمید در پاسخ او مزدوران رژیم را محاصره کرد و بیش از 300مزدور (به گفتۀ رژیم راستگو) به هلاکت رسانید و 2 فروند هواپیما جنگی منهدم و 1 فروند به علت اصابت پدافند
ضد هوایی مبارزان در جادۀ گوربند مجبور به فرود اضطراری شد (به نقل قول شاهدان عینی ) و حلقۀ مبارزه بعد از 25 روز شکسته و مردان خدا پیروز در قرارگاههای امنشان در مناطق کور کوههای بلوچستان مستقر شدند.
رژیم فاسد که افسارش را از دستان خمینی جلاد به دست آخوند یکدست سپرده بود با دستور این مجنون دست به جنایتی باور نکردنی زد و دستور نسل کشی در بلوچستان را علنی نمود و با حمله به بخشهای ،نصرت آباد ،حصارویه و رودماهی در شمال غربی وغرب زاهدان و دستگیری مردم منطقه و تیر اندازی و کشتار حتی زنان و کودکان شقاوتی را به حد اعلی رسانید
ماجرای یکی از زندانها به نقل از یک زندانی:
ما 200 نفر تو زندان بودیم همه بی گناه .
چیزی که از همه بیشتر دلمو میسوزوند پیرمرد چوپانی بود که سادگی
تو چشماش موج میزد و معلوم بود تموم عمرش به شهر نرفته اول گفت کی مارو دعوت کرده بابا .....
بهش گفتیم که اینجا زندان ما هم زندانی ...
پیرمرد: نه نه بابا من که کاری نکردم میرم خونه و با سادگی تمام به سمت درب حرکت کرد فکرمیکرد درب بازه اما وقتی به در رسید گفت چرا دستگیره نداره...
گفتیم بابا اینجا زندان در قفله ....
باورش نمیشد داد زد درو باز کنید درو باز کنید.. 198 بی گناه اعدام شدن اون پیرمرد چوپان هم بینشون.
بنا بر اعترافات سرهنگ مزدور کاوه:
زنان و دختران زیادی بعد از تجاوز به دار آویخته شدندو ما بقی زنان و کودکان توسط کامیون و مانند بار آجر کمپرس و در زاهدان تخلیه شدند
شهید حمید نوتانی آن شیربلوچستان توسط یکی از نزدیکانش که خودش
را به چنداسکناس خمینی نشان فروخته بود جام زهر و شهادت یکجا نوشید.
یادش گرامی راهش پاینده
یار محمد زهی _خاش
نیروهای انتظامی رژیم 8 جوان بلوچ را در در محور زاهدان-بم با رگبار گلوله بقتل رساندند
رژیم خونخوار اسلامی باز جنایت آفرید! طبق اخبار رسيده از زاهدان نيروهاي خونخوار رژيم روز جمعه هفده فروردين هشت نفر ديگر از جوانان اين خطه را به اسم اشرار و قاچاقچي مسلح بقتل رساندند.
رسانه هاي خبري رژيم جديدا در تاکتيک بروز اخبار اعداميان وقتلهاي که توسط ماموران حکومتي رژيم در بلوچستان صورت ميگيرد, تجديدنظر کرده و براي ايجاد رعب و وحشت اين اخبار را فقط در رسانه هاي استان پخش مينمايند و تا جاي ممکن از بروز آنها در شبکه هاي جهاني و در رسانه هاي سراسري کشور خوداري ميورزند
لازم بذکر است که طی يکسال اخير نزديک به هزار جوان بلوچ در شهرهاي مختلف بلوچستان اعدام و یا در انظارعموم درکوچه و خیابانها توسط نيروهاي انتظامي با رگبار گلوله به قتل رسیده اند و هفتصد نفر ديگر طبق اظهارات آقاي شهرياري نماينده رژيم در زاهدان ,حکم اعدام دريافت نموده که در آينده نزديک اعدام خواهند شد
خبر : راديو بلوچي اف ام
URGENT ACTION
Iran: Fear of imminent execution/ torture
PUBLIC AI Index: MDE 13/034/2007
22 March 2007
UA 76/07 Fear of imminent execution/ torture
IRAN Sa’id Qanbar Zahi (m), aged 17 ]
Javad Naroui (m) ]
Ma’soud Nosrat Zahi (m) ]
Houshang Shahnavazi (m) ] All members of Iran’s Baluchi minority
Yahya Sohrab Zahi (m) ]
Ali Reza Brahoui (m) ]
Abdalbek Kahra Zahi (also ]
known as Abdalmalek) (m)
The seven people named above, including a boy aged 17, are at risk of imminent
execution. Amnesty International fears that at least five of the group may have
been tortured into "confessing" to involvement in a number of violent crimes
carried out in the town of Tasuki, in Sistan-Baluchistan province, southern
Iran, in March 2006.
Information provided to Amnesty International suggests that the seven may have
been arrested on account of their family ties with those suspected of having
been involved in blowing up a bus carrying security officials from the
Revolutionary Guard on 14 February 2007, in which at least 14 people were
killed.
According to media reports, Ali Reza Brahoui, Yahya Sohrab Zahi, Sa’id Qanbar
Zahi, Houshang Shahnavazi and Ma’soud Nosrat Zahi all made "confessions" on
Iranian state television to a number of crimes which allegedly took place in
Sistan-Baluchistan, including attacks and carjackings. The televised
"confessions" linked an Iranian Baluchi armed opposition group, Jondallah, also
known as the Iranian Peoples’ Resistance Movement (Jonbesh-e Moqavemat-e
Mardom-e Iran), to these crimes, and to the attack on the bus on 14 February.
Unconfirmed reports suggest that the five who "confessed" have been tortured,
including by having bones in their hands and feet broken; by being ‘branded'
with a red-hot iron and by an electric drill applied to their limbs, shredding
their muscles.
According to a BBC report, Iranian state television said that Sa’id Qanbar Zahi
was tried on 11 March 2006. Amnesty International has no other information
concerning the legal proceedings faced by the seven, but there are concerns
that they may have faced summary trials, and may not have had access to defence
lawyers.
Amnesty International recognizes the rights and responsibilities of governments
to bring to justice those suspected of criminal offences, but opposes the death
penalty in all cases as the ultimate cruel, inhuman and degrading punishment.
Moreover, Iran is a state party to international treaties which prohibit the
execution of those under the age of 18 at the time of their alleged offence.
BACKGROUND INFORMATION
Iran's Baluchi minority lives mainly in the southeast of the country, and is
believed to constitute between one and three percent of the total population of
around 70 million. Mainly Sunni Muslims, they have for many years complained of
discrimination by the Iranian authorities.
Jondallah, or the Iranian Peoples’ Resistance Movement, has carried out a
number of armed attacks on Iranian officials and has on occasion killed
hostages. It reportedly seeks to defend the rights of the Baluchi people,
though government officials have claimed that it is involved in drug smuggling
and has ties to terrorist groups and to foreign governments. Amnesty
International condemns unequivocally the killing of hostages and urges
Jondallah to desist from this or similar practices immediately.
According to a BBC report on 15 March, Sistan-Baluchistan television has stated
that at least two people have been hanged in connection with the attack on the
bus carrying Revolutionary Guards. Five days after it took place, an Iranian
Baluchi man, Nasrollah Shanbeh-Zehi, was executed in connection with the
attack. He was shown on Iranian television "confessing" to the bombing on
behalf of Jondallah and was executed in public at the site of the bombing. It
is thought that the other man allegedly executed in connection with the attack
may have been Ahmad Sariz, allegedly a member of Jondallah, who was reportedly
hanged on 14 March. Reports indicate that at least 17 other individuals have
either been sentenced to death or executed in connection with an attack in
Tasuki in March 2006, in which up to 22 people were reportedly killed. In an
interview with the Iranian newspaper ‘Ayyaran on 17 March, Hossein Ali
Shahryari, a parliamentarian representing the city of Zahedan, stated that
prisons in Sistan-Baluchistan province hold more than 700 people under sentence
of death. In 2006, at least 177 people were executed in Iran, including at
least four women and four people who were under 18 at the time of the alleged
offence. Possibly as many as one-third of these were members of Iran’s Baluchi
minority.
| AI Index: | March |
فوري فوري: هفت جوان بلوچ در معرض خطر اعدام
انسانهاي بشردوست و آزاديخواه۰(رادیو بلوچی)
تصاويري که در زيرمشاهده ميکنيد جواناني هستند که توسط نيروهاي اطلاعات و انتظامي رژيم صرفا بخاطر خويشاوندي با افراد " جنبش مقاومت مردم ايران" دستگير شده اند. برطبق اخبارموثق اين افراد تحت وحشيانه ترين شکنجه ها از قبيل شکستن ناخنهاي دست و پا ، سوزانده شدن بوسيله اتو داغ و حتي پاره کردن ماهيچه هاي بدنشان بوسيله دستگاه "درل" قرار گرفته اند و شب پنجشنه 24 اسفند ساعت هشت و نيم در تلويزيون رژيم بعنوان "معترفين جندالله معرفي و نشان داده شده اند - بر اين اساس احتمال ميرود که بزودي رژيم آخوندي آنها را اعدام کند.
لذا ازتمامی بلوچها و ايرانيان مقيم اروپا و آمريکا و همه انسانهاي بشردوست و آزاديخواه خواهشمنديم به هرشکل ممکن با سازمان ملل متحد و دیگرارگانهای مدافع حقوق بشرتماس گرفته و جنايات رژيم ددمنش آخوندها را دربلوچستان افشا و مانع اعدام اين جوانان بيگناه شويد.
سعید قنبزهی جواد ناروئی

علیرضا براهوئی هوشنگ شهنوازی

مسعود نصرت زهی عبدالباقی کهرازهی

یحیی سهراب زهی
ادامه مطلب


روز چهار شنبه باری دیگر رژیم جنایت پیشه صفوی آخوندی مرتکب جنایت شد و یک جوان بلوچ را با اتهامات گوناگون اعدام کرد این جوان نظیر شنبه زهی فرزند محمد نام داشت.
رژیم شیطان صفت صفوی بداند که با اعدام این جوان و دیگر جوانان پرونده نابودی و پاره پاره شدن خود را تثبیت نموده و هرگز خون این جوانان ضایع نخواهد شد.
و در برابر این جنایات باید هزینه سنگینی پرداخت نماید همانطور که قبلا هم پرداخته است و این اعدامها هرگز مبارزه و جهاد را سد نخواهند شد و خشم دلیرمردان این خطه افزایش خواهد یافت و پاسداران رژیم پست باید باری دیگر نظاره گر تکه پاره های خود باشند.
جهت نجات جان نوجوانی ۱۷ ساله بکوشيم!
هموطنان مبارز!
احزاب وسازمانهای مترقی، نيروهای بشردوست!
ارگانهای سرکوبگررژيم جمهوری اسلامی ايران درسالی که چند روزی به پايان آن نمانده است، بيرحمانه ترين شيوه های سرکوب وکشتاررا دربلوچستان وبرعليه مردم ستمديده بلوچ بکارگرفته اند که حاصل آن صدها اعدامی درملاُ عام وقتلهای ضد انسانی دردرگيريها ميباشد.
جنايت عمال رژيم برعليه مردم عادی بلوچ، بخصوص پس ازبمب گذاريهای حدود يکماه پيش زاهدان، ابعادی وسيع به خود گرفته است. جان و مال مردم بلوچ درامان نيست. درطول اينمدت کوتاه، صدها نفرازجوانان بلوچ دستگيروشديداً شکنجه ميشوند وممنوع الملاقات هستند.
نصرالله شنبه زهی، يکی ازبلوچهای بيگناه که توسط عوامل رژيم دستگيرشده بود، چند روزپس ازحوادث اخيرزاهدان اعدام شد. وهم اينک جلادان حاکم برايران قصد دارند تا يکی ديگرازجوانان اسير،بنام سعيد قنبرزهی را که فقط ۱۷ ساله ميباشد، اعدام نمايند. جرم سعيد قنبرزهی فقط وفقط داشتن رابطه فاميلی با يکی ازمبارزين بلوچ است.
باندهای سرکوبگررژیم دربلوچستان، همواره پس ازوقوع درگيريهائی، افرادی بيگناه را اعدام کرده تا درپيش مزدران خويش ادعای قدرتمندی کنند ولی زمان پرده ازنقابهای دروغينشان برداشته ورسوا گشته اند.
نصرالله شنبه زهی بعنوان عامل اصلی بمب گذاری روز۲۵ بهمن ماه وپس از تحمل وحشیانه ترین شکنجه های غیرانسانی، ناجوانمردانه اعدام شد. اما دادستانی جنايتاراستان چند روزپیش ازمردم خواست تا جهت دستگيری عاملين اصلی بمب گذاری زاهدان همکاری نمايند!!! کدامين عدل وانصاف درحکومت آخوندهای حاکم برميهنمان؟
مردم بلوچ ازتمامی بلوچها و ايرانيان مقيم اروپا وآمريکا و...انتظاردارند تا به هرشکل ممکن با سازمان ملل متحد ودیگرارگانهای مدافع حقوق بشرتماس گرفته و جنايات رژيم ددمنش آخوندها دربلوچستان را افشا کرده ومانع اعدام جوانان بيگناه بلوچ، بخصوص سعيد قنبرزهی شوند.
کريم بلوچ
۲۳ اسفند ماه ۱۳۸۵

بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران
کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران
نمیدانم این بلایی زمینیست و یا اسمانی که بر سرمان طنین انداز شده
، آیا حقمان این است که مردانمان بر سردار
و زنان داغدار وطفلان معصوم یتیم شوند و
گرسنه شب را به صبح رسانند .نمیدانم شایدهم این
حقشان است که پدرانشان ازلحظه تولد تا لحظه مرگ
با شیطان زمانه رودرو باشند و با او بجنگند وچوبه
دار را به زندگی بی شرمانه ترجیح دهند ،
آری ستیز باشیطان زیباست ( 2) ه
اما نمیتوان داغ مادران و عزای
نوعروسان ویتیم شدن طفلان را زیبا جلوه داد و
نام زیبایی را بر آن نهاد
( 2) همیگویند : قانون جنگل
آری جنگل قانون دارد اما اینجا از قانون خبری نیست
میگویند حیوان وقتی گرسنه میشود دیگری
را میکشدومیخورد تا گرسنگی اش رفع شود آری این
قانون جنگل است . اما اینجا جنگل نیست ،
اینجا...... اینجا زادگاه شیرمردان وشیرزنان است
آری اینجا زادگاه دادشاه و رحیم است
اینجا بلوچستان من است
اینجا بلوچستان من است که طعمه جلادّانی چون نکونام بدنام شده است
فرستنده:بلوچ از مکران
باز میخواهم از مظلوم دیار بلوچستان برایتان بگویم حکایت جوانی بلوچی که بدون کوچکترین گناه به
زیر شکنجه این جلادان به جرمی ناکرده اعتراف کرده .
نمی توان نوشت که قطرات اشک دستم می لرزاند اما قلم را همچنان جوهری است .
آیا این است رسم مبارزه که اینگونه پشت بلوچستان خالی بماند کجا شد شعارهایتان که بجنگید ای مردان ما با شماییم آیا جرات همدردی را از شما ستادند آیا این جوان به جرم بیگناهی باید بر سر دار رود

ادامه مطلب

رژيم جنايتکارحاکم برايران چند روزپيش فردی بنام نصرالله شنبه زهی را درنمائشی ساختگی ومسخره درتلويزيون هامون( تلويزيون متعصبين زابلی مقيم زاهدان) به نمائش گذاشت تا مسئوليت بمب گذاری روزچهارشنبه را برعهده گيرد.
ادامه مطلب
این روزها بسیاری از جوانان بلوچستان دستگیر شدند و در سیاه چالهای رژیم به سر می برند یکی از همین مظنونین با پا درمیانی بستگانش آزاد شده است که بنده با ایشان گفتگوئی داشتم که قسمتهائی از آن را برای خوانندگان نقل میکنم:
صبح روز چهارشنبه صدای انفجار من را از خواب بیدار نمود و من با هیجان به سوی محل انفجار حرکت کردم
ادامه مطلب

